جوانان افغانستان با چه مشکلاتی مواجه اند؟

افغانستان کشوری که پذیرای بیش از ۳۰ میلیون نفوس است که ۶۵ درصد آنرا افراد زیر سن ۲۵ سال تشکیل می‌دهد.

جنگ، بدبختی، تهاجمات فزیکی و جنگی بیگانگان به این کشور، مردم آنرا دچار آسیب‌های جدی روحی و روانی کرد و تنها امید آن‌ها جوانان بود، زیرا اعتقاد داشتند که این نسل کشور را از زیر یوغ استکبار و ظلم بیگانگان و متجاوزان نجات می‌دهند، اما آیا اینکه جوانان به این راه رهنمون شد و به اعتماد ملت جواب و عملکرد مثبتی ارایه کرده است و یا خیر؟ در این نظریه دنبال می‌کنیم.

پس از سقوط «طالبان» و آغاز دوره جدید، مردم افغانستان به ویژه جوانان آن توانستند بعد از چندین سال دود و آتش، نفس راحتی را استشمام کنند و برای فراگیری علم و تحصیل راهی دیار علم اندوزی و علم پروری شوند. به همین منوال هزاران جوان اعم از پسر و دختر وارد دانشگاه‌ها گردید و برای فراگیری دانش و علم دوره‌ی جدیدی را آغاز کردند.

اما حضور کشور‌های غربی به ویژه «آمریکا» سبب شد تا فرهنگ آن‌ها نیز به صورت تدریجی در افغانستان پیاده شود. این فرهنگ همانند زهری بر روح و روان برخی جوانان تزریق شد و هر روز بیشتر از پیش رهروان این فرهنگ نمای جدیدی را به خود اختیار کرد.

یکی از عواملی که سبب نهادینه شدن فرهنگ غربی در افغانستان گردید، ظهور رسانه‌های غرب‌گرا و دست نشانده غربی‌ها بود که با پخش و نشر برنامه‌های مبتذل، با رویکرد جدیدی وارد جامعه گردید.

با آغاز فعالیت این رسانه‌ها، جوانان افغانستانی چهره‌ای جدیدی به خود اختیار کردند، پیراهن و پتلون‌های پینه خورده و شکافته شده، جاگزین لباس‌های ملی افغانستانی شد و کفش‌های زیر نام «نوک تیز» جاگزین کفش‌های ملی گردید. این قشرِ به ظاهر روشنفکر با سیخ سیخ کردن مو‌های خود، طرح‌های جدیدی را در خود پذیرفتند که مطابق با شأن و منزلت جامعه اسلامی نبود.

با گذشت هر روز فرهنگ افغانستانی تبدیل به فرهنگ غربی شده و سیل عظیمی از جوانان رهرو این فرهنگ شدند که حتی برخی عملکرد‌های ضد اسلامی به یک امر عادی نزد آن‌ها تبدیل شد.

دوست دختر و یا دوست پسر داشتن به یک فرهنگ و این فرهنگ به یک عادت مبدل گردید که پایه‌های کشور را از اساس با خطر جدی نابودی مواجه ساخت و آنرا به لرزه درآورد.

با انتشار سریال‌ها و برنامه‌های جدید در رسانه‌ها، چهره جدیدی رونما می‌گردید که در اصل متعلق به بیگانه‌گان بود و افغانستانی‌ها باید از آن دوری می‌جستند.

دختر خانم‌ها، شرور‌های چون «فریحه»، «فاطمه گل»، «آریانا سعید»، «مژده جمال‌زاده» و غیره چهره‌های به ظاهر هنری را الگوی خود قرار داده و مطابق با راه آن‌ها گام برداشتند و پسر‌ها نیز «پولاد علمدار»، «مماتی»، «حاتیم»، «میر»، «جومونگ» و غیره افراد غیر حضوری را نماد خوبی‌ها قبول کردند که از دید آن‌ها راه این افراد راه جنت و راستی بود.

عامل دیگری که می‌تواند در حوزه انحطاط دینی جوانان افغانستانی موثر واقع شده باشد، عدم توجه علمای دینی به آموزه‌های دین مبین اسلام و گسترش آن در اذهان قشر جوان است، زیرا پس از سقوط دوران سیاه طالبان و آغاز دوره جدید به ظاهر روشنفکری با وجود اینکه تهاجمات فرهنگی از طریق ابزار‌های گوناگون در حال گسترش بود، علمای دینی مهر سکوت بر دهان گذاشته و فقط نظاره‌گر این وضعیت بودند و تاکنون بر این وضعیت دیدگان خود را دوخته و واکنشی را در برابر این معزل انجام نمی‌دهند.

جوانان افغانستانی بیشتر از آموزه‌های غربی، به آموزه‌های دینی نیاز دارند، ولی کم توجهی علمای کشور سبب شد تا غربی‌ها پیش قدم شده و خواسته‌های خود را به انواع مختلف بر ملت افغانستان به ویژه جوانان آن بقبولانند.

اکنون که سازمان‌های کثیری از علما چون «شورای علمای افغانستان»، «شورای علمای شیعه افغانستان»، «شورای اخوت اسلامی» و سایر نهاد‌های دینی در افغانستان ایجاد و به فعالیت آغاز کرده‌اند، نیاز است تا پس از چندین سال سکوت در برابر استکبار فرهنگی غربی‌ها، حرکتی را بر علیه این استکبار انجام بدهند و جوانان باید واژگان اصلی این حرکت باشند، زیرا اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، بدون شک از نام «جمهوری اسلامی افغانستان» واژه اسلامی آن حذف شده و جزو قلمرو غربی‌ها به حساب خواهد آمد.

در همین حال هم‌کنون شماری از جوانان دانشگاهی که پس از سپری کردن چندین دوره تحصیلی دانستند که می‌توانند واژه‌های را بعد از دیگری سر‌هم کنند، با تقلید از چهره‌های منفور غرب زده، بی‌دینی را نماد روشنفکری خوانده و با بیان اینکه «دین اسلام دین حفت و خواری است» به نشر این عقاید می‌پردازند. عقایدی که جز بدبختی و زبونی نقشه‌ای دیگری را در محوریت خود ندارد.

دین‌پروری در نزد آن‌ها جایگاه خود را به دین‌ستیزی تبدیل کرد و عشق‌های حقیقی جای خود را به عشق شهوانی مبدل ساخت.

دلیل عمده که در چند سال اخیر جوانان را بسوی بیراهه سوق داده، ظهور وسیله‌های تکنولوژیکی چون «فیسبوک»، «وایبر»، «واتساپ» و «تلگرام» است که قشر جوان را به گونه‌ای غیر قابل تصور جزب خود نمود.

با این وسیله تعداد کثیری از جوانان بدون توجه به استفاده مفید از آن، روی دیگر این وسیله‌ها را به رخ جهانیان تبارز داد که همانا ظاهر منفی آن بود. ساختن چندین فیسبوک به نام‌های مستعار و یا به نام‌های جنس مخالف و آزار و اذیت سایر استفاده کنندگان آن از این طریق به یک اعتیاد در میان آن‌ها تبدیل گردید.

اعتیادی که ترک کردن آن کار بسا دشوار و وقتگیرخواهد بود، کار و کاسبی رو به رکود نهاد و گوشه‌های منزل، دکان، دفتر، دانشگاه و مدرسه‌ها اشغال گردید.

اگر فرزند آمد که پدر جان من گرسنه‌ام برو غذا بیاور! بیدرنگ فرزند را مورد لت و کوب قرار دادن، اگر لباسش را عوض کرد در فیسبوکش پست کرد که دوستان لباسم را عوض کردم، اگرغذا خورد پست کرد که دوستان غذا خوردم، اگردستشویی رفت پست کرد دوستان دستشویی رفتم.

جالب‌تر آنکه وقتی بانوان و یا فیسبوک‌های به نام بانوان عکس و یا مطلبی را پست می‌کنند لایک و کمنت آن به هزار و هزار و چند می‌رسد در حالیکه اگر آقای عکس و یا مطلبی را پست کند لایک و کمنت آن۱۰، ۲۰ و یا زیاد‌تر که چندین لایک آن از طرف فامیل وی است که این خود نشان دهنده ضعف پسران جوان در مقابل جنس مخالف می‌باشد.

متآسفانه تعدادی زیادی از کاربران این وسیله، لایک و کمنت را معیار استفاده از آن می‌دانند و از مزایای آن بدور مانده‌اند.

با ظهور این تکنولوژی‌ها تعدادی زیادی از کسبه کاران از کار و روزگار به دور مانده‌اند که این چالش جدی برای افغانستان به بار آورده است.

در یک جمله‌ می‌توان گفت که اکنون جامعه افغانستان در یک وضعیت نابسامان و مسموم قرار دارد که نفرت، جاگزین محبت، شهوت جاگزین عشق، حقارت جاگزین عزت و فرهنگ غربی جاگزین فرهنگ اسلامی شده است.

وضعیت کنونی غیر قابل قبول است و نیاز به تغییر جدی دارد که باید از سوی علما، دانشمندان به ویژه جوانان انجام شود.

وزارت اطلاعات و فرهنگی که تا کنون اقدامی در مورد متوقف ساختن سریال‌های مبتذل در رسانه‌ها نکرده، باید بر اساس لایحه وظایف این وزارت و با توجه به نظام جمهوری اسلامی افغانستان رسانه‌های غرب‌گرا را از فعالیت کنار زده و یا هم از نشر برنامه‌های مبتذل منع کند.

شورای علمای افغانستان و سایر سازمان‌های دینی، بر اساس وظایفی که به آنان سپرده شده، دین را تبلیغ و دین ستیزان را از طریق مباحثات دینی و اسلامی قانع و به سوی اسلام حقیقی رهنمون کنند.

جوانان افغانستان که نسل تغییر کشور نیز خوانده می‌شوند با تدبیر و تفکر در چگونگی زیستی خود، حقیقت را جستجو کرده و اسلام ناب محمدی را الگوی برای رُشد و ترقی خود قرار دهند، زیرا سعادت ابدی در گروه دین پروری و خدا پرستی است.

ذاکر مبارز ـــ خبرگزاری صنا

 

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=9920