چهار عنصر استراتیژیک برای شکست دادن دشمن

اول ) حمایت و عقبه بیرون مرزی : کشوری که در آن دشمن پایگاه دارد باید با روش های غیر متعارف زیر فشار قرار گیرد، زیرا افغانستان توان وارد نمودن فشار تعریف شده را بالای آن ندارد.

بهای حمایت از طالبان باید برای پاکستان خیلی بلند و گران تمام شود. در حالت کنونی پاکستان بهای بلند بخاطر حمایت از تروریزم نمی پردازد و هنوز استراتیژی ترامپ برای جنوب آسیا با وصف وضاحت بی سابقه نتیجه ملموس نداده است. باید وضاحت داد که فشار پاکستان بالای افغانستان نیز غیر متعارف است و تا اکنون اردوی پاکستان بیشتر از نیروی نیابتی کار گرفته است. از دید بافت اجتماعی و وحدت ملی گسست ها در پاکستان کمتر ازینجا نیست.

دوم ) رهبری رده ای اول دشمن : به استثنای چند نفر معدود از حلقه اول رهبری دشمن که به داخل افغانستان آمدند و کشته شدند هیچکدام آنها زیر فشار نظامی قرار ندارند زیرا خارج از افغانستان و در شهر های پاکستان زنده گی میکنند.

طالبان توانسته اند حتی جلسات عیدانه در ارگ کابل را با شلیک هاوان مختل نمایند ولی تا اکنون هیچ یک از جلسات شورای کویته ، پشاور و یا جا های دیگر زیر فشار نظامی و تهدید های امنیتی قرار نگرفته است.

ادارات زیربط افغانستان تا حال عکس ها و تصاویر کابینه تروریستی طالبان را منتشر نکرده است. نشر این تصاویر با خلص سوانح آنها نه تنها باعث تشهیر کرکتر های زشت و ضد انسانی آنها می شود، در عین زمان مردم میدانند که در عقب کشتار ها و مظالم جاری کیها هستند.

همانطوری که زنده گی برای دولتی ها دشوار شده است باید زنده گی را برای رهبری طالبان دشوار سازیم. کاریکه به صورت منظم پیگیری نمی شود و یا حد اقل تسلسل پیگیری آن از سالها بدینسو مختل شده است.

سوم ) انگیزه : دشمن بر علاوه داشتن ساختار (رهبری) و حمایت مستمر و خدشه ناپذیر بیرون مرزی (پاکستان ) دارای انگیزه های مشخص است که از آن بخاطر سرباز گیری ، جلب و جذب و توجیه جنگ کار میگیرد.

انگیزه دشمن در اکثر موارد دو بعدی است یعنی مذهب و قومیت. یکی از اشتباهات بزرگ که بسیار برای ما یعنی تمام نیرو های زیر پرچم دولت قیمت تمام شد خلع چهره های قومی و در بسا موارد با اعتبارات مذهبی از قدرت در افغانستان بود.

قرار بود نهاد های دولتی این خلا را پر سازند که بنابر دلایل متعدد پر نشد. در بسا موارد این خلا با تهاجم مذهبی و قومی طالبان پر گردید. حالا نیز نیرو های امنیتی ما به حمایت معنوی ، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی حلقات با نفوذ سیاسی ، مذهبی و قومی نیاز دارند تا ما بتوانیم جنگ را وسیله تحکیم سیاست های همه پسند و مردمی بسازیم و دشمن را فاقد انگیزه نماییم.

حکومت هایی که تلاش نمایند به بهانه های مختلف جریان های پر قدرت سیاسی را تجرید نمایند در جنگ با شورشیان آنهم شورشیان مجهز با انگیزه مذهبی و قومی کامیاب نمیشوند یا با دشواری های زیاد نیمه کامیاب میشوند.

چهارم ) منابع و چشمه های مالی : در ضمن اینکه طالبان از پاکستان حمایه میشوند با استفاده از ساختار های آن کشور در جا های دیگرنیز منابع مالی و تمویلی دارند.

از چندین سال بدینسو در داخل افغانستان نیز سیستم موازی مالیه گیری و باج گیری را ایجاد کرده اند. تهاجم منظم و با تسلسل بر منابع تمویلی دشمن توانایی آنها را تضعیف می نماید . در ماه های اخیر قوت های افغانستان و حمایت قاطع بر بخش هایی از چشمه های عایداتی طالبان حمله کرده اند ولی این حملات مقطعی اند و بسنده و کافی نیستند. دولت باید راه های عملی خشک سازی منابع عایداتی طالبان را تجسس نماید. این کار در صورتی امکان پذیر است که حکومت با حوصله مندی و جبین گشاده زمینه همکاری مردم و مشارکت با مفهوم انها را چه از طریق نهادهای رسمی مانند شورا های ولایتی و ملی و چه از طریق بسیج نیرو های اجتماعی و سیاسی امکان پذیر سازد.

در صورتیکه یک حلقه مشخص خودش را مالک دولت بداند و با دیگران با روحیه غیر و بیگانه رفتار نماید خشکانیدن منابع عایداتی دشمن دشوار میشود و تنها اتکا به موسسات دولتی برای انجام این کار کافی نیست و موثر تمام نمیشود.
مسلم است که باید در دولت هسته ها و لایه هایی وجود داشته باشد که بدور از روزمره گی ها و غوغای واکنشی به مسایل بنیادی و استراتیژیک نظامی و امنیتی بپردازند و با این کار برای نیروی نظامی راه برد را روشن سازند.

اگر مبارزه و کمپاین نظامی در روشنایی یک برنامه منسجم و محاسبه شده نباشد نیروی دولت زمین گیر میشود ، انگیزه کمرنگ میشود و واکنشی عمل میکند. در روشنایی این چهار عنصر هماهنگی معنای خاص و تعریف شده بخود میگیرد یعنی سنجش و میزان پیشرفت در هر یک از چهار بخش یاد شده و توظیف نهاد ها و هسته های مشخص بخاطر انجام این وظایف. امید است که حلقات اطراف سرقوماندان توجه فرمایند.

امرالله صالح – خبرگزاری صنا

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=42143