اکثریت سیاسی با نور یا غنی؟

عبدالشهید ثاقب: روزی که رسانه ها خبر منظوری استعفا/ برکناری والی بلخ را منتشر کردند، شاه حسین مرتضوی، سخنگوی ارگ ریاست جمهوری، با طعن و کنایه، تصویری از بازی شطرنج را در فیسبوک خود گذاشته و در شرحش این شعر را نگاشته بود:
همیشه دلخوشی ام بوده آخر بازی
یکی دو مهره را به عمد اشتباه بردارم!

اگر چه مرتضوی این شعر را برای دلخوشی فیسبوکی خود گذاشته بود تا چند تنی در پای نوشته اش حضور یافته و دشنامش دهند و او لذت ببرد، اما نمی دانست که ناخواسته تعبیر زیبایی برای این اقدام رییس جمهور نیز برگزیده است: اشتباه.
اشتباه در قلمرو شطرنج شاید برای برخی ها مایه دلخوشی باشد، اما در قلمرو سیاست گناه نابخشودنی است.
ناپلئون، امپراتور معروف، وزیر خارجه متفکری داشت به نام تالیران، که از وی وجیزه ها و نظریه های بسیاری به یادگار مانده اند. یکی از وجیزه هایی که از او نقل می کنند این است که برای یک سیاستمدار اشتباه سیاسی بدتر و خطرناک تر از جنایت است.
اشتباه سیاسی که غنی در مقابل بلخ انجام داد، امروزه اگر از یک سو باعث انزوا و تجرید بیش تر ارگ و سپیدار گردیده، از سوی دیگر نور را به رهبر اکثریت سیاسی در افغانستان تبدیل کرده است.
اکثریت و اقلیت
اکثریت و اقلیت یکی از مفاهیمی است که از دیرگاهی است وارد ادبیات سیاسی ما شده، اما با یک برداشت انحرافی و قومگرایانه.

برخی ها در شانزده سال گذشته هر باری که از این مفاهیم استفاده کرده اند، تلاش شان این بوده که بگویند نفوس کدام قوم و قبیله در افغانستان بیش تر است و کدام قوم و قبیله کمتر؛ تا بر بنیاد آن نتیجه بگیرند که چه کسی سزاوار حاکمیت دراین سرزمین است.
این در حالی است که علمای سیاست و نظریه پردازان دموکراسی وقتی در باره اقلیت و اکثریت صحبت می کنند، منظور شان اقلیت و اکثریت سیاسی است، نه قومی و تباری. اکثریت سیاسی از طریق درگیری در مباحثه عمومی، اشتراک در ژرف گفتگویی، و شناساندن منطق و استدلال خود به دیگران شکل می گیرد. دلایلی که در مباحثه عمومی ارایه می شود، باید “دلایل عمومی” باشد. دلیل عمومی، یعنی این که برای افراد و شهروندان متعلق به اقوام و مذاهب و فرهنگ های گوناگون یکسان قابل فهم باشد و به حیث یک دلیل شناخته شود، نه اینکه صرفا بیان ترجیحات یک گروه خاص باشد و با ادبیات نفرت برانگیز قومی مطرح گردد.”
اکثریتی که امروزه بر محور نور شکل گرفته است، اکثریت سیاسی است. در این اکثریت از همه اقوام افغانستان – از شمال تا جنوب – حضور دارند و همه بر محور مبارزه علیه انحصارطلبی، زورگویی و قلدری گردهم آمده اند. سخنرانی های مستند، فشرده، و عدالت طلبانه ای که والی بلخ انجام داد و دلیل های معقول و محکمه پسندی که برای توجیه مخالفت خود با قلدرمنشی ارگ ارایه کرد، باعث شکل گیری این اکثریت شد.
سخنرانی های عطامحمد نور را در طول بیست و چند روز گذشته همواره تعقیب کرده ام. او همیشه در طول این روزها چنان با منطق بلند مشروعیت غنی را زیر سوال برده و با دلایل قوی متهم به انحصارطلبی و خودکامگی نموده است که امروزه حتا آن هایی که در جنجال سیاسی گذشته بی تفاوت بودند، به سمت نور چرخش کرده اند.
اتفاقا هواداران نور در رسانه ها و شبکه های مجازی نیز خوش درخشیده و با استفاده از آموزه ها و تیوری های نوین در علم سیاست و دولت سازی به مصاف غنی رفتند، افکار عمومی را هدایت کردند، ذهن ها را تسخیر نمودند و در این کشاکش قدرت نرم نور را شکل دادند.
قدرت نرمی را که امروزه هواداران نور از خود در رسانه ها و شبکه های مجازی به نمایش گذاشته اند، یادآور همان حرف سیمون چمبرز است که می گوید: “صدا ابزار توانمند سازی است.”
با اکثریت سیاسی که امروزه نور در برابر غنی شکل داده، عملا ارگ را با بزرگ ترین چالش و شکست سیاسی اش در ١۶ سال اخیر مواجه کرده است. غنی امروزه در موقعیتی قرار گرفته که نه تنها نمی تواند – به قول کاربران شبکه های مجازی- والی نام نهاد خود را به بلخ بفرستد، بل از هر حیث منزوی نیز شده است. امروزه در کنار غنی، به جز یک اقلیت قومی و چند چاپلوس و متملق کسی دیگری باقی نمانده است.
این یک شکست فاحشی برای غنی و پیروزی بزرگی برای نور است. عطامحمد نور، والی بلخ، اگر بتواند این موج را تا انتخابات آینده پارلمانی و ریاست جمهوری نگهدارد، حریف را شکست تلخ تر خواهد داد و همه ای محاسبات کانون توطیه ارگ را وارونه خواهد ساخت.

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=18412