اگر شما بدانید که قربانی حادثۀ انتحاری بعدی هستید، امروز چه تصمیمی می گیرید؟

این بار می خواهم از دریچۀ دیگری به انتحار و انفجارهای کشورم بنگرم. دریچه یی که نه مملو از انتقادهای سیاسی است، و نه هم سرشار از تسلیت و شیون و درج عکسهای قربانیان عزیز و محل حادثه.

می دانم که این احساسات به جای خود واکنش های خوب و البته مقدوری اند برای تقابل با وضع موجود. اما جدا از نتیجه یی که می توان از این واکنشها گرفت، باید گفت که اینها برآیند احساسات و عواطف همان لحظۀ انسان هستند، و لذا گرامی اند و مقدس.

اما دیده ایم که با این کارها گره مشکل گشوده نمی شود. باز تا انتحاری دیگر و قربانیانی دیگر، که هیچ تضمینی وجود ندارد من و شما هم جزو آنها نباشیم، همه چیز راکد می ماند.

اصلا برای کسی که از این دنیا رفته چه فرقی می کند که ما ناراحتیم یا خوشحال، چه فرقی می کند که دولت مقصر اصلی باشد یا طالب، چه فرقی می کند که چه کسی بر کجا مسلط است. واقعیت این است کسی که از میان ما رفته، خود و دنیای پر از آرزوهایش فانی شدند.

دیگر هیچ چیز برای او فرقی نمی کند. از همین زاویه می خواهم این بار خودم را قربانی یک حادثۀ انتحاری تصور کنم (می توانید شما هم همین حس را همگون من داشته باشید و فرض کنید خدای ناخواسته در حادثۀ انتحاری بعدی شما هم قربانی هستید). با طرح این پرسش می خواهم یکی از بزرگترین چالشهای زندگی هر انسانی را در اینجا برجسته کنم: «زندگی و مرگ».

وقتی انسان زنده است، برای خود دنیایی از آرزوها دارد. وقتی انسان می میرد، با دنیای خود یکجا می میرد. لذا به باور من به تعداد انسانهای روی زمین، دنیا وجود دارد. این دنیا که بسیار جذاب هم است، بنابر خواست و سلیقۀ انسان گاهی فرهنگی است، گاهی سیاسی است، گاهی اقتصادی است، و خلاصه هر گاهی ماهیت خاص خود را دارد.

در این دنیای چند ماهیتی اگر یکی از مقامات حکومتی افغانستان بداند که خودش قربانی انتحاری بعدی است، یقیناً همانند همه انسانهایی که بقای آنها هدف غایی و نهایی آنها است، تمام تلاشش را خواهد کرد که این حادثه رخ ندهد. وی هر تصمیم سیاسی را می گیرد تا خود را زنده نگه دارد. حتی ممکن است تمام ولایاتی که طالبان می خواهند را به آنها بسپارد تا رضایت خاطر آنها را فراهم آورد و خود را از مرگ نجات دهد.

می خواهم نکته اساسی بحث خود را در اینجا بیان کنم. ما زنده ها، چون فکر می کنیم در حادثۀ انتحاری بعدی زنده هستیم، تصامیم سیاسی خود را متناسب با همین پنداشت می گیریم. بیایید یک روز فکر کنیم که ما مرده ایم. آن وقت به جنگ افغانستان، به طالب و داعش و تمام قضایای امنیتی نگاه ما عوض خواهد شد.

بیایید یک بار خود را به جای قربانیان حوادث انتحاری قرار دهیم. آن وقت تصمیم ما برای بقای خود ما خواهد بود. می ترسم یک روزی بخشی از ولایات افغانستان در فرایند صلح به طالبان واگذار شود، آنگاه اگر من یا شما قربانی حوادث پیش از آن باشیم، تاوان خون من و شما را چه کسی خواهد داد؟ چه کسی ما را به این دنیای زیبا و فرزندان و خانواده و دوستان عزیز ما باز خواهد گرداند؟

مقامات محترم، بیایید خود را به جای یکی از قربانیان حوادث انتحاری و انفجاری قرار دهیم، و در تصمیمات سیاسی خود فقط انسانی، و نه سیاسی بیاندیشیم.

دکتور فرامرز تمنا – خبرگزاری صنا

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=40855