به کجا میرویم؟

طوریکه همه می دانید وضعیت به صورت کُل در کشور روز تا روز وخیم تر و از کنترول خارج می گردد. تکرار این همه نابسامانی ها چون تروریزم، فساد اداری، بی عدالتی، قوم گرایی، نفاق افگنی، بیکاری، فقر، مواد مخدر و دها عامل دیگر٬ تکرار دیگری خواهد بود از همه این درد و آلامی که مردم جنگ زده ما همه روزه آنرا تجربه می کنند.

کشور ما افغانستان به منجلابی تبدیل شده که خارج کردن آن از این مصایب کاریست مشکل و طاقت فرسا. بحران آنقدر عمیق است و آنقدر در بطن جامعه جا گرفته که عجز و ناتوانی دامنگیر مردم, سیاسیون و وطن پرستان واقعی کشور گردیده است.

افغانستان از سالیان متمادی سیستم حکومت داری را تجربه می کرد که با نیاز ها و خواست های اجتماعی و فرهنگی مردم افغانستان بافت خورده و جا افتاده بود. این سیستم حکومت داری به عادت مردم تبدیل شده و هر با سواد و بی سواد کشور خیلی به سادگی می دانست که بخاطر چه کاری درب کدام دفتر و یا اداره را دق الباب کنند و مشکل شانرا حل نمایند.

بعد از مدتی آن سیستم ایجاد شده حکومتی و دولتی یکصد ساله افغانستان از هم پاشید و دفاتر و ادارات دولتی به تاراج رفتند. همه اسناد و آرشیف ها به آتش کشانیده شدند.

با آمدن طالبان بقایایی که از دولت های قبلی به میراث مانده بود٬کاملاً از بین رفت و سیستم دولت داری به شکل افراطی آن (شریعت اسلامی) جاری ساخته شد.

کمتر کشوری در کره خاکی و کمتر مردمانی از باشندگان جغرافیای بزرگ بشری این درد و مصیبت را تجربه کرده اند که مردم مستضعف افغانستان تجربه کردند.

طالبان هر آنچه می توانستند علیه ترقی, پیشرفت, علم و بشریت انجام دادند. هر آنچه ظلم و بی عدالتی و فجایع غیر انسانی و اخلاقی بود بالای مردم بیچاره و زجر کشیده افغانستان روا داشتند.

با سقوط امارت اسلامی طالبان و باز شدن فصل جدید در تاریخ افغانستان باز هم ملل متحد و جامعه جهانی گروپی از مافیای داخلی و بین المللی را بالای شانه های مردم افغانستان تحمیل کردند و به بهانه کمک به مردم افغانستان از بیش از ۵۰ کشور دنیا عسکر و توپ و تانک و طیاره فرستادند که گویا افغانستان را از چنگال طالبان و تروریزم آزاد بسازند.

آنچه در عمل معلوم شد این همه آرایش قوا و زینت آرایی نیروی نظامی فقط و فقط بخاطر حفظ و بقای عمال دست نشانده خودشان و حفظ امنیت مال و جان این تبهکاران تاریخ بوده تا باشد با خاطر آرام به فروش خاک و دارایی های ملت ادامه دهند و سیستم خود بافته و خود یافته خودشان را که همانا ذلیل و خوار کردن مردم افغانستان است ادامه دهند.

ما در مورد سیستم ها و از بین بردن این سیستم ها صحبت کردیم, چون منبع اصلی این همه بدبختی ها و فلاکتی که در وطن جاریست از بین بردن آن سیستم یکصد ساله و ایجاد سیستم مافیایی کنونی است.

ببینید بخاطر تقرر یک نفر معلم و یا مامور از چند خوان رستم باید گزشت؟؟؟

چقدر پول باید رشوه بدهی و چند نفر را باید واسطه بسازی ؟؟؟

همه چوکی های دولتی و انجو های خارجی فروخته می شوند و هر کدام نرخ خودش را دارد, اگر کسی بخواهد والی فلان شهر مقرر شود باید آن مبلغ تعیین شده را پرداخت نماید (درجه تحصیل, وطن پرستی, صداقت, پاک بودن و ایمان داری ) دیگر معیار های جامعه ما نیستند.

فرض کنیم کسی والی بغلان باید مقرر شود نرخ این چوکی از قبل تعیین است (بطور مثال ۱۲۰ هزار دالر) کسی که والی تعیین می گردد اول باید این پول دادگی خودش را دوباره پیدا کند چون او سرمایه گزاری نموده و پول خرج کرده باید چند چند پولش را دوباره بیابد و از حلق مردم بیچاره بیرون کند.

این وضعیت در تمام نهاد ها و در تمام ادارات دولتی از بالا تا پایین موجود است, رشوه دادن و رشوه گرفتن با تأسف که به یک فرهنگ تبدیل شده و این هم از جمله یکی از فرهنگ سازی هایی است که دولت داران کنونی با اشتیاق تمام مصروف پیاده کردن آن هستند.

این سیستم سازی دولتی کار یک سال و پنج سال نیست که با این زودی ها تمام شود, این بدبختی و هویت ستیزی سالیان درازی ادامه خواهد داشت و مردم افغانستان بیچاره و بیچاره تر خواهند شد, جامعه به دو بخش سرمایه دار و فقیر تبدیل می شود, یک اقلیت محدود و مفت خوار که ۵% جامعه خواهند بود صاحب میلیارد ها و میلیون ها دالر خواهند بود و یک اکثریت مطلق ۹۵ % برده و غلام این آقایان خواهند بود.

این تحفه ایست که خارجی ها به کشور ما به ارمغان آورده اند و دامنه این بدبختی و فلاکتی که در بالا تذکر رفت پایانی نخواهد داشت.

امروز کابل پایتخت افغانستان هر روز خونبار و خون چکان است, بیاد داشته باشید تا وقتی که این افراد در اریکه قدرت باشند دامنه این ترور ها و انفجار ها در همه شهر ها و ولایات افغانستان سرایت خواهد کرد و دیگر هیچ جایی در افغانستان امن نخواهد بود, و هیچ شکمی سیر نخواهد شد و هیچ بیکاری کار نخواهد یافت تا مردم افغانستان و مخصوصآ وطن پرستان و آگاهان چه چپی و چه راستی و آنانی که دلشان به حال وطن و مردم شان می سوزد متحد نشوند و صدا بلند نکنند و نیرو هایشان را منسجم نکنند و دست به ایجاد یک سازمان سیاسی بزرگ و همه گیر وطنی نزنند این آتش هر خانه و هر کاشانه را خواهد سوخت و هر کوه و برزن وطن بفروش خواهد رسید و مردم کشورعزت, حرمت, آزادی وهویت شانرا از دست خواهند داد.

احمد سعیدی

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

+ 5 = 12

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=30501