از ناتوانی ها تا بیماری های داستانی/ به آینده داستان نویسی در افغانستان خوشبین هستم

نویسنده، عضو مؤسس جشنواره داستان جایزه ادبی هزار و یک شب و مدیر مؤسسه فرهنگی و انتشارات تسنیم افغانستان می گوید: تولید شبه داستان، آثار سطحی داستانی و نشر آن در فضای ادبی باعث شده که آثار خلاق در میان آنها خفه شود.

«سید محمود حسینی» در گفتگو با خبرگزاری صنا افزود که  نویسندگان ما باید علاوه بر نویسندگی و خواندن کتابهای رمان و داستان،
جامعه شناسی، فلسفه و تاریخ را نیز تجربه کنند.

حسینی تصریح کرد: داده‌های داستانی بیشتر از رویدادهای کوچک، تصویرها، دیالوگ و هرکدام به شکلی و در زمانی که با موقعیت و مکانی آن دیگری کاملا متضاد یا نا متضاد قرار می‌گیرند، نگاهِ منِ نویسنده را به عنوان مواد اولیه می‌گیرند. آن ها را مدت‌ها در ذهن نگاه می‌دارم و مدام با کار فکری آن ها را تجزیه و تحلیل میکنم. در این هنگام تمام آن ها به شکل پازل کنار هم نشسته‌اند. و من این آگاهی را دارم که از ستون فقرات داستانم یعنی روایت، غافل نشوم.

به گفته وی ، دوستان بسیاری داستان‌های بسیار خوبی می‌نویسند اما می‌بینی که هر قسمت آن مثل یک جزیره کوچک معصومانه اما پر نور به تنهایی سوسو می‌زنند و هیچ ارتباطی با هم ندارند. این همان چیزی است که نادیده گرفته‌اند و داستان امروز از این بیماری هم رنج می‌برد.

وی در خصوص شکل‌گیری و روند تکامل داستان کوتاه از دیرباز تا به امروز در ادبیات معاصر افغانستان گفت: از بعد از داستان‌های دهه ۶۰ و مهاجرت تا امروز در داستان کوتاه راه زیادی را به سمت کمال رفته‌ایم و کارهای درخشانی داریم که می‌تواند در داستان نویسی جهان حرفی برای گفتن داشته باشند. آثار محمدحسین محمدی، آصف سلطانزاده، حمیرا قادری و… بعضی از نمونه های درخشان هستند.

صنف های داستان‌نویسی، نشر کتاب و نقد کتاب، جوایز ادبی، هرکدام راهکارهایی هستند برای اعتلای ادبیات داستانی.

مسئول انتشارات تسنیم در پاسخ به این سوال که بسیاری بر این باورند که در دوره معاصر مردم دنیا استقبال کمتری از رمان می‌کنند و گرایش‌ها به سمت داستان کوتاه رفته است، گفت: بنا بر شرایط جهان که هر لحظه و با سرعت از هر جهت به طرف دگرگونی می رود، به خصوص دوران بعد از مدرن که کمپانی‌های بزگ صنعتی حاکمیت خود را از دست داده و به جای آن امپراطوری‌های بزرگ فن آوری اطلاعات.آی تی. دیجیتال. بنگاه‌های خبری و زندگی مصرفی و رواج دلالی حاکم شده است، این امکان وجود دارد که رمان مرکز ثقل خود را جابه‌جا کند. اما نمی‌توان آن را انکار کرد. البته آنچه در ترجمه به ما می‌رسد، می‌بینیم که رمان هنوز جایگاه خود را دارد و هر روز نویسندگان پیشرو تری می‌درخشند و قله‌های تازه ای را در آن کشف می‌کنند.

به گفته او، وجه غالب بر داستان‌نویسی گرایش به زبان و فرم ‌های وارداتی و تقلید محض است که هیچ ریشه‌ای در ما ندارد و زمان و مکان و انسان معاصر در آن گُم شده است. به این شکل می خواهند با خلاء تجربه و جهان‌بینی و تنها با شامه داستان را پرکنند. در چنین مواقعی هوشمندی خواننده است که آن را پس می‌زند. داستان‌هایی که فکر می‌کنی تمام آن‌ها را یک نفر با یک انشاء و یک ماشین در مایکروفر پخته است. آنوقت چنین آثاری با جسارت و مارکِ داستان پیشرو مرتب تبلیغ می‌شود. البته فراموش نکنیم که آثار نسل جدید از میان همین‌ها جوانه می‌زند و خود را نشان می‌دهد. آثاری که ویژگی‌ها و تجربه‌های خاص خودش را دارد. گاه کارهای با ارزش و درخشانی در میان آن‌ها مرا به شوق می‌آورد.

داستان‌نویسانی که خوب خوانده و خوب تربیت شده و جهان‌بینی فرهیخته و بزرگ منشانه‌ای دارند. به دور از هیاهو با استقلال کار خودشان را می‌کنند. در بسیاری مواقع از این دوستان داستان نویسِ جوان می‌آموزم و با این دیدگاه به آینده داستان بسیار خوشبینم.

پابان

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=18673