اشرف غنی؛ شاه فلسفه یا نشنالیست قومی

به نظر میرسد که رییس جمهور اشرف غنی ، با توجه به سابقه تحصیلی چشمگیرش، در میان برخی محافل سیاسی جایگاه قابل احترامی داشته است. با داشتن مدرک دکترا در انسان شناسی و سال ها تجربه ی تدریس در دانشگاه های برتر امریکا، از دستاورد های کاری او ستایش شده است.

در سال ۱۳۹۳ او جایگاه دوم را در میان متفکرین جهان ۲۰۱۳ توسط مجله چشم انداز بریتانیا از ان خود کرد. غنی از احترام بالای برخی افغان ها نیز برخوردار بوده است.

مراسم تحلیف او به عنوان رئیس حکومت وحدت ملی افغانستان در سپتامبر ۲۰۱۴ با برخی از خوش بینی ها در میان قشر تحصیلکرده ی جامعه روبرو گردیده بود.

این (خوش بینی) به رغم تقلب گسترده ای بود که در روند انتخابات بوجود آمد که نهایتاْ منجر به توافق تقسیم قدرت میان غنی و رقیبش عبدالله عبدالله شد.

با توجه به شهرت او به عنوان یک متفکر “برتر”، غنی به گونه ای درازمدت به عنوان “شاه فلسفه ” افلاطون به تصویر کشیده شده بود – کسی که می تواند افغانستان چند قومی را به سوی ملی گرایی مدنی هدایت کند و تصویر کشور را تغییر دهد.

با کار در سازمان ملل متحد و بانک جهانی، غنی به عنوان کسی به نظر میرسید که می تواند برای شکاف های اجتماعی و سیاسی ناشی از نژاد پرستی و قوم پرستی پلی بسازد.

با این حال، بیش از سه سال است که غنی متصدی ریاست حکومت وحدت ملی میباشد، و عملکرد او ثابت کرده است که او بیشتر از اینکه یک شاه فلسفه باشد ، یک نشنلست قومی است.

شاه فلسفه در امور خارجی غنی نسبت به رییس جمهور پیشین حامد کرزی، در امور خارجی بهتر عمل کرده است. با پیگیری راهبردهای سیاست خارجی عملگرایانه، حکومت غنی موقعیت خود را در صحنه جهانی بهبود بخشید و یاد گرفت که چگونه در مقابل کشورهایی مانند پاکستان بایستد.

تحت رهبری او، افغانستان صدای خود را علیه دولت های حامی «تروریسم» در اجتماعات منطقه ای و جهانی بلند کرده است. این کشور موفق شده است جامعه بین المللی را متقاعد سازد تا به پاکستان فشار آورد تا حمایت خود را از طالبان متوقف کند.

استراتژی جدید امریکا نسبت به جنوب آسیا و لفاظی های سخت تر آن بر پاکستان به دنبال تلاش های شدید لابی گران حکومت غنی بوده است.

افغانستان همچنین از مکانیزم های منطقه ای مانند انجمن جنوب آسیا برای همکاری های منطقه ای، کنفرانس تعامل و اعتماد سازی در آسیا، قلب آسیا – پروسه استانبول و … برای ارتقای کشور به عنوان یک پیوند (لینک) کلیدی اقتصادی مهم بین آسیای مرکزی و جنوب آسیا استفاده کرده است.

در نتیجه، افغانستان در پروژه های عمده منطقه ای در زمینه تجارت، حمل و نقل و انرژی مشارکت می کند. پیشرفت در امور خارجی برای آینده افغانستان حیاتی بوده و تا کنون غنی (در این مورد) به خوبی کار کرده است. یک نشنالست قومی در امور داخلی به نظر میرسد اما، افغانستان در امور داخلی به مسیر نامعلومی میرود.

غنی از قوم پشتون پس از یک انتخابات جنجالی رییس جمهور شد. جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده پس از اتهامات بی سابقه در انتخابات، معامله تقسیم قدرت میان غنی و نامزد حزب جمعیت اسلامی عبدالله عبدالله، را به عهده داشت.

در حالی که گزارش های زیادی در مورد تقلب های انتخاباتی وجود داشت، توافق نامه حکومت وحدت ملی غنی را به عنوان رئیس جمهور و عبدالله را رئیس اجرایی موقعیتی شبیه یک نخست وزیر منصوب کرد.

توافقنامه ای که غنی را به قدرت رساند، حکومت وحدت ملی را موظف کرد تا با اصلاح قانون اساسی ، نظام ریاست جمهوری مطلق را به نظام نیمه ریاستی، و با داشتن نخست وزیر به عنوان رئیس حکومت تغییر دهد.

همچنین قرار بود اصلاح نظام انتخاباتی و توزیع کارت های الکترونیکی صورت بگیرد. تمام این اصلاحات که می توانست به ایجاد یک نظام سیاسی کاملأ دموکراتیک شامل تمام گروه های قومی کمک کند، در عرض دو سال از انتخابات باید به اجرا در می آمد.

تقریباْ مدت چهار سال میشود که حکومت وحدت ملی در قدرت است و هیچکدام از موادات محقق نگردیده است. علاوه بر این ، غنی یکسری تصمیمات چالش برانگیز نیز گرفته است که تنش های سیاسی را میان گروه های قومی بیشتر کرده است. بطور مثال او قانونی را ملغا نموده است که بوسیله آن هر شهروند کشور میتوانست قومیت خویش را برای کارت های شناسایی بایومتریکی جدید انتخاب نماید.

اکنون همه به عنوان افغان طبقه بندی می شوند ، اصطلاحی که بسیاری ها در کشور به این باور هستند که تنها به قوم پشتون اطلاق میگردد.

این مسئله گروه های غیر پشتون را خشمگین ساخته است. جدای از آن، غنی تعدادی از رهبران برجسته غیر پشتون را منزوی ساخته است.

او مشاور ارشد خویش احمد ضیاء مسعود یک چهره مشهور قوم تاجیک و معاون پیشین رییس جمهور، را از مقامش عزل کرد. او پس از اتهامات اختطاف و آزار جنسی یکی از رقیبان سیاسی بالای معاون اول ریاست جمهوری جنرال عبدالرشید دوستم مشهورترین رهبر جامعه ازبیک بر او فشار وارد کرد تا به تبعید خودخواسته تن دهد.

دوستم ادعا کرده است که تمام اتهامات، بخشی از توطئه سیاسی علیه او میباشد. غنی همچنین روابط خود را با محمد محقق یکی از معاونین عبدالله ، قطع کرده است.

او همچنان با جنرال عطا محمد نور یکی از چهره های پرنفوذ جمعیت اسلامی و گروه قومی تاجک در شمال شاخ به شاخ شده است. نور برای مدت ۱۳ سال قبل از اینکه بوسیله غنی در ماه دسامبر سال گذشته عزل گردد ، والی بلخ بوده است. در حالیکه غنی به طور سیستماتیک رهبران غیرپشتون را مجبور به اخراج از حکومت وحدت ملی میکند او خود را به رهبران قومگرای پشتون تسلیم کرده است.

او موافقتنامه بحث برانگیز صلح را با گلبدین حکمتیار یک رهبر بدنام پشتون تبار که با طالبان القاعده و داعش رابطه دارد امضا نمود کسی که به عنوان قصاب کابل نیز مشهور است بدلیل اینکه او نقش اساسی در ویرانی کابل در دهه ۹۰ در جریان جنگ های داخلی بازی کرده است.

غنی همچنان تعداد انگشت شماری از مشاوران پشتو زبان را تعیین نموده است و برای آنها صلاحیت دسترسی کامل به منابع دولتی و قدرت تصمیم گیری در کاخ ریاست جمهوری را اعطا کرده است.

بطور مثال مشاور امنیت ملی رییس جمهور، محمد حنیف اتمر که مسوول نهاد های امنیتی است. بر اساس موافقتنامه حکومت وحدت ملی چنین قدرت اجرایی باید تنها به معاون اول رییس جمهور واگذار میگردید. در عوض ، اکنون جنرال دوستم تبعید بوده و مشاور غنی از همه امتیازات موقف او سود میبرد، مثلاْ مقرری، انفکاک ، ترفیع و تنزیل اردوی ملی و پولیس. قدرت اجرایی بی سابقه ای که به مشاوران غنی اعطا می شود، باعث گردیده که آنها در نقش وزیران بالفعل تصامیم خویش را بالای افرادی که در آن موقف ها (وزرا) بر اساس موافقت نامه حکومت وحدت ملی منصوب گردیده اند، برجسته نمایند.

بنابر این با در نظر داشت سیاست های داخلی انکار این امر ناممکن است که غنی به عنوان یک نشنالیست قومی عمل کرده است.

انتخابات ریاست جمهوری تا یک سال دیگر آمدنی است و شاید او فکر میکند که این استراتژی ضامن انتخاب – مجدد او خواهد بود. اما سوق دادن افغانستان در مسیر اختلافات قومی خطرناک است و می تواند مرگ سیاسی غنی را سرعت بخشد.

عیسی خان ایوبی مشاور همکاری های منطقه ای وزارت امور خارجه دولت جمهوری اسلامی افغانستان

پاسخ ترک

Please enter your comment!
Please enter your name here

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=20852