دلایل گسترش حمله‌های تروریستی چیست؟

ادامه حیاتِ طالبان، زایش داعش، افزایش بی سابقه انفجار و انتحار و گسترش قلمرو تروریسم، معلول نبود اراده ای برای مبارزه جدی و فقدان استراتژی امنیتی مبتنی بر منافع ملی و با تاسف وجود عناصر نفوذی در نهاد های امنیتی است.
هفده سال خونین را پشت سر گذاشتیم و حضور چندین و چند کشور مدعی مبارزه که حال به آموزش، کمک و حمایت از نیروهای امنیتی تقلیل یافته را شاهد بودیم و پیمان های متعدد امنیتی با پیمانه و پیامد های سنگین منعقد کردیم، تغییرات زیادی را در نهاد های امنیتی بوجود آوردیم اما ارمغان ما از تمامی فعل و انفعالات اشاره شده، سقوط ولسوالی ها، افزایش بی سابقه انتحارگری و کشتار های خونین و وحشیانه ای مثل کشتار قول اردوی شاهین، عملیات انتحاری در باقرالعلوم، انفجار چوک دهمزنگ(۲ اسد ۹۵)، حمله وحشیانه به کارته سخی، تهاجم انتحاری به مراسم تدفین فرزند ایزدیار، کشتار نمازگزاران مسجد امام زمان شرق و غرب کابل، حمله انتحاری به مسجد الزهرا، حمله به مرکز فرهنگی و اجتماعی تبیان، حمله به پولیس در منطقه لب جر و مرکز کودکان جلال آباد، اخیرا هوتل بین المللی انترکانتینینتال و چهارراهی صدارت بود. در فاجعه دو روز قبل شاهد شهادت بیش از صد تن و صدها زخمی در جاده شفاخانه جمهوریت کابل بودیم.
این درحالی است که پیمان های متعدد امنیتی را منعقد کرده ایم و شاهد پرشمار حضور نیروهای خارجی و مدعی توانمندی روز افزون امنیتی هستیم اما عملا قلمرو تروریسم و انتحار گری به لحاظ کمیت و کیفیت، گسترش نگران کننده یافته است. شرایط اسفبار کنونی که در ۱۷ سال گذشته بی سابقه بوده، معلول عوامل متعددی است که به آنها اشاره می شود:
۱- هفده سال از عمر انتحارگری و ترویج روز افزون تفکرِ انتحار گذشته است اما هنوز در برابر نهاد ها و کشورهای ترویج کننده و تمویل کننده افراطی گری، هیچ اقدامی صورت نگرفته و نه تنها به ملت و مجامع بین المللی، معرفی نگردیده که آدرس غلط داده شده است. نگفتیم که کدام کشورها و به منظور تحقق چه اهدافی، طالبان و داعش را تاسیس کرده و تمویل می کنند. حکومت قبلی و کنونی چرخش ها و نرمش های بسیار و بی حاصلی در برابر تروریست ها داشت؛ مثلا تروریست ها به مخالفان مسلح، تقلیل داده شد و به شکل گروهی و بی محاکمه و محاسبه از محابس رها شدند؛ طی چند ماه اخیر بیشترین حملات تروریستی را داعش به عهده گرفته اما اسمی از داعش برده نمی شود. هرقدر بیشتر کشتند، بیشتر رها شدند.
۲- ماهیت تروریسم به گونه ای است که به هیچ وجه نمی توان “تروریست” را مخالف مسلح دانست و مبارزه سخت را کنار گذارد و اصرار یک سویه و افراطی بر صلح داشت. شواهدی وجود دارد که مواجهه تاکتیکی با تروریسم صورت می گیرد و مبارزه، راهبردِ بنیادی نیست. از همین رو، به ریشه ها و علل شکل گیری توجه نمی شود. درحالی که وخامت شدیدِ اوضاع امنیتی، راهبرد جدی و جامع عملی را می طلبد که به برخی از آنها اشاره می شود:
الف: مبارزه با تفکر انتحار پرور که وهابی گری، بن مایه اصلی آن در جهان و منطقه است و مبلغان و مروجان داخلی و بین المللی آنها روشن است و یا حد اقل به سادگی می توان شناسایی نمود.
ب: در سراسر افغانستان و کشورهای منطقه اماکن بسیاری، زیر پوشش مدارس دینی، مراکز فرهنگی، دارالمعلمین ها و مکاتب خصوصی، ایدیالوژی و تفکر افراطیت و انتحار را تدریس و ترویج می کنند. با این حال، گزارشی وجود ندارد که نیروهای امنیتی مبلغی را به اتهام ترویج افراط گرایی دستگیر یا مکانی را مسدود کرده باشد اما دراین حوزه حکومت، سیاست درهای باز را به اجراء گذاشته است.
ج: با کمال تاسف، افغانستان تابع اولویت ها و دغدغه های امنیتی شرکا و همکاران بین المللی افغانستان است وعملا بخش زیادی از نیروی های امنیتی ما مصروف مواردی است که اولویت امنیتی ما و موضوعات مخاطره آفرین نیست.
د: یک بخش مهم مبارزه، پیگیری موضوع در سطح بین المللی است و باید از این ظرفیت ها برای مهار تروریسم و کشورهای حامی آن و نیز شکل دهی ائتلاف منطقه ای مبارزه با تروریسم تلاش می شد اما هنوز که هنوز است در این زمینه گامی برداشته نشده و پرسش ها جدی را در افکار عمومی مطرح ساخته است که چرا رهبران حکومت در کنفرانس ها و نشست های بین المللی، صدای خود را به آدرس حامیان فکری_مالی تروریست ها بلند نکرده و چرا از شورای امنیت خواستار اقدام علیه آنها نشده است؟ چرا طی ۱۷ سال گذشته، مستقیما از محکمه کیفری بین المللی تعقیب و محاکمه رهبران آنها را درخواست نکرده ایم؟ نه تنها اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است که تلاش متمرکز و خستگی ناپذیری را صورت دادیم تا اسامی آنها از لیست سیاه کشورها و نهاد های بین المللی خارج گردد و یا از زندان های کشور و دیگر کشورهای خارجی رها گردند. گروه گروه رها کردیم و آنها دوباره به صفوف دهشت افکنان پیوستند و باز همان کردند که می کردند.
ه : اقدام جدی در راستای شناسایی نفوذی ها و ستون پنجمی هایی که به دشمن پناه می دهند، یا همکاری اطلاعاتی_عملیاتی می کنند و به نقل و انتقال مواد و تروریست ها کمک می کنند. به عنوان مثال بارها شنیده ایم که موترهای زره، تروریست ها را به فلان نقطه منتقل کرده یا چندین روز در مهمانخانه فلانک بوده اند؛ یا چند سال قبل وکیلی، مدعی بود که ملاعمر درخانه وی حضور دارد و…. اخیرا ادعاهایی وجود دارد که شب حمله به هوتل انترکانتینینتال، سلاح ها و مهمات تروریست ها بی هیچ مشکلی با موتر منتقل و جابجا شده است.
و : چرا به منظور تقویت و افزایش توان رزمی نیروهای امنیتی و جبران کمبود نیروی انسانی، مردم بسیج نمی گردد و سازماندهی نمی شود تا در کنار نیروهای امنیتی رسمی، ولایات و ولسوالی های تحت تصرف یا آلوده را پاکسازی کنند؟
ز: اگر واقعا تروریسم را دشمن می دانیم و به مبارزه با آنها جدی هستیم و به منافع ملی می اندیشیم بایستی روابط خویش را با کشورهای حامی تروریسم قطع کنیم و به شرکای بین المللی تفهیم شود که آستانه تحملی باقی نمانده و ادامه این روند، توفانی را تولید خواهد کرد که پایگاهها و پیمان ها در خواهد نوردید.
نکته پایانی نیز اینکه حامیان تروریسم فعال در کشور، مشخص است و نباید به ملت افغانستان آدرس غلط داد. آنها خود معترف اند و اسناد غیر قابل انکاری وجود دارد که طالبان و داعش را چه کشورهایی تاسیس کرده است. بی نظیر بوتو، هیلاری کلینتن، ادوارد اسنودن، دونالد ترامپ و سران حکومت قطر، اعتراف کرده اند که چه گروههایی را و به چه منظوری تاسیس و تمویل کرده اند.
حال چنانچه دولت افغانستان با ریشه های فکری، عوامل داخلی و حامیان خارجی برخورد نکند، مبارزه صادقانه نخواهد بود و نباید انتظار معجزه داشت که بساط تروریسم برچیده شود.

سید آقا موسوی‌نژاد – خبرگزاری صنا

لینک مطلب: http://www.sana.af/?p=19928